مهدى فرمانيان
34
آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )
اوصاف ، شخصيت امام را در چشم و دل دستهاى از اصحاب چنان برجسته ساخت كه او را همچون تالى تلو پيامبر شناختند . اين ويژگىها ، كه يك جا فقط در فرد او گرد آمده بود ، همواره بر ارادت قلبى و پيوند روحى و معنوى اين دسته از اصحاب نسبت به امام على ( ع ) مىافزود ؛ به نحوى كه سرانجام ، بهعنوان جمع خاصى با محوريت امام على نامبردار شدند . برخى بر اين ارتباط خاص نام « تشيع روحى » نهادهاند . « 1 » همين جماعت از جملهء معترضان به عدم انتخاب امام به جانشينى بلافصل پيامبر ، پس از اعلان تصميم اهل سقيفه ، بودند . اين اعتراض نشان مىدهد كه به باور اينان ، امام على ( ع ) پس از پيامبر برترين مسلمان و لايقترين صحابى براى جانشينى پيامبر بوده است . « 2 » نكتهء بسيار مهم در اين تحليل آن است كه پديد آمدن گرايش علوى اين جماعت در زمان پيامبر بوده و به « تأييد » او رسيده است . به اين ترتيب مىتوان گفت : تشيع در اصل و ذات خود : يك . اسلام علىّ يا عينيت ظاهر و باطن اسلام در ظاهر و باطن علىّ است . فهم و دركى از اسلام كه در آن كژتابى و كج فهمى نسبت به تعاليم وحيانى يا سنن نبوى وجود نداشت ؛ بلكه ، با دركى عميق از آموزههاى وحى همراه و در قالب زهدى راستين ، معنويتى عارفانه ، شريعتى پر معنا ، ايمانى سرشار از يقين ، مكارم اخلاقى و انسانى زيبا ، دورى از اشرافىگرى ، بىاعتنايى به امتيازات قومى ، نژادى ، مالى و اطاعتى بى چون و چرا از پيامبر تبلور يافته بود . دو . در طول زمان و در وقايعى همچون قضيهء سقيفه ، رويدادهاى دوران متأخر خلافت عثمان و قتل او ، خلافت امام على ، صلح امام حسن ، حادثهء كربلا و نهضت علمى و فرهنگى امام باقر و امام صادق تكامل يافت و از اجمال به تفصيل رسيد و به لحاظ كلامى ، فقهى ، تاريخى ، سياسى و اجتماعى به هويّتى كاملا ممتاز دست يافته ، به يكى از دو بخش اصلى جامعه و امت اسلام تبديل شد . بدين ترتيب واژهء شيعه از اطلاق لغوى خارج شد و در استعمال اصطلاحى رسميت يافت . مهمترين ويژگى اين جريان ، قول و اعتقاد به احقيت اهل بيت پيامبر نسبت به
--> ( 1 ) . مقدمة فى تاريخ صدر الاسلام ، ص 72 ، به نقل از الصلة بين التصوف و التشيع ، ج 1 ، ص 22 . الدورى ، « تشيع » روحى را در برابر « تشيع سياسى » قرار داده و گفته است : اولى در زمان پيامبر وجود داشته و دومى به دوران خلافت امام على و پس از آن برمىگردد . ( 2 ) . اين خلدون به اعتراض اين جمع به نتيجهء شوراى شش نفرهء عمر اشاره كرده ، مىگويد : آنان به دليل پارسايى و دلسوزى براى حفظ اسلام ، از تعقيب اعتراضات خود دست برداشتند .